تبليغاتX
SilenceQueen
یک نفر بیاید و مرا محکم دوست بدارد و به هیچ دلیلی برای این کارش فکر نکند
نوشته شده توسط SilenceQueen در پنجشنبه 15 مهر1389 ساعت | لینک ثابت |

 

سه چیز در زندگی پایدار نیستند

 رویاها

 موفقیت ها

 شانس

 

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیستند

 زمان

 گفتار

 موقعیت

 

سه چیز در زندگی انسان را خراب می کنند

 الکل

 غرور

 عصبانیت

 

 سه چیز انسانها را می سازند

 کار سخت

 صمیمیت

 تعهد

 

 سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند هستند

 عشق

 اعتماد به نفس

 دوستان

 

 سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین بروند

 آرامش

 امید

 صداقت

 

 و چه زیبا این سه چیز مهم در زندگی از دیدگاه دکتر علی شریعتی بیان شده

 به سه چیز هرگز تکیه نکن

 غرور

 دروغ

 عشق

 

انسان با غرور می تازد

 و با عشق می میرد

 

خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

 تجربه از دیروز

 استفاده از امروز

 امید به فردا

 حسرت دیروز

 اتلاف امروز

 ترس از فردا

نوشته شده توسط SilenceQueen در چهارشنبه 31 شهریور1389 ساعت | لینک ثابت |

خوب منشور کوروش کبیر هم اومد به ایران

هر وقت بهش فکر می کنم میبینم که چی بودیم و چی شدیم

راستی یه نی نی کوچولو به جمع خانواده ما اضافه شده که به خاطر منشور کوروش و بزرگی این انسان والا اسمش رو گذاشتیم... کوروش

امیدوارم وقتی بزرگ شد همیشه عادل باشه...


 

منشور کورش کبیر

 

(ذوالقرنین)

 

(اولین اعلامیه حقوق بشر)

 

 

اينك كه به ياري مزدا ، تاج سلطنت ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام مي كنم

 
كه تا روزي كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد

دين و آيين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايي كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهاي ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند

 
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزي كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من مي دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من براي سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد

 
من تا روزي كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
كسي به ديگري ظلم كند و اگر شخصي مظلوم واقع شد ، من حق وي را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد



من تا روزي كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگري را به زور يا به نحو ديگر
بدون پرداخت بهاي آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد

من تا روزي كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصي ، ديگري را به بيگاري بگيرد
و بدون پرداخت مزد ، وي را بكار وادارد

 


من امروز اعلام مي كنم ، كه هر كس آزاد است ، كه هر ديني را كه ميل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ،
مشروط بر اينكه در آنجا حق كسي را غضب ننمايد ،

و هر شغلي را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند



من اعلام مي كنم ، كه هر كس مسئول اعمال خود مي باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيري كه يكي از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ،
مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلي ممنوع است
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه اي مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران

من تا روزي كه به ياري مزدا ، سلطنت مي كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند

 
و حكام و زير دستان من ، مكلف هستند ، كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند
و رسم بردگي بايد به كلي از جهان برافتد


و از مزدا خواهانم ، كه مرا در راه اجراي تعهداتي كه نسبت به ملتهاي ايران و بابل و ملتهاي ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند

 

برگرفته از: سایت حقوق و سایت سازمان ملل

http://hoghoogh.online.fr 

 

 

 

 

 
نوشته شده توسط SilenceQueen در یکشنبه 28 شهریور1389 ساعت | لینک ثابت |
 

کاش می دانستی

بعداز آن دعوت زیبا به ملاقات خودت

من چه حالی بودم!

خبر دعوت دیدارت چونکه از راه رسید

پلک دل باز پرید

 من سراسیمه به دل بانگ زدم

آفرین قلب صبور

زود برخیز عزیز

جامه تنگ در آر

وسراپا به سپیدی تو درآ.

وبه چشمم گفتم:

باورت می شود ای چشم به ره مانده خیس؟

که پس از این همه مدت ز تو دعوت شده است!

چشم خندید و به اشک گفت برو

بعداز این دعوت زیبا به ملاقات نگاه.

 و به دستان رهایم گفتم:

 کف بر هم بزنید

هر چه غم بود گذشت.

 دیگر اندیشه لرزش به خود راه مده!

 وقت ان است که آن دست محبت ز تو یادی بكند

 خاطرم راگفتم:

 زودتر راه بیفت

 هر چه باشد بلد راه تویی.

 ما که یک عمر در این خانه نشستیم تو تنها رفتی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط SilenceQueen در پنجشنبه 25 شهریور1389 ساعت | لینک ثابت |

هنگامی که خدا زن را آفريد به من گفت: اين زن است. وقتي با او روبرو شدي، مراقب باش که ...

  اما هنوز خدا جمله اش را تمام نکرده بود که شیخ سخن او را قطع كرد و چنین گفت: بله وقتی با زن روبرو شدی مراقب باش که به او نگاه نكني. سرت را به زير افكن تا افسون افسانة گيسوانش نگردي و مفتون فتنة چشمانش نشوي كه از آنها شياطين ميبارند. گوشهايت را ببند تا طنين صداي سحر انگيزش را نشنوي كه مسحور شيطان ميشوي. از او حذر كن كه يار و همدم ابليس است. مبادا فريب او را بخوري كه خدا در آتش قهرت ميسوزاند و به چاه ویل سرنگونت ميکند مراقب باش....

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط SilenceQueen در سه شنبه 14 اردیبهشت1389 ساعت | لینک ثابت |
پایگاه داده
یک پایگاه داده شامل مجموعه ای سازمان یافته از داده ها برای استفاده های تک یا چند منظوره به صورت دیجیتالی می باشد. یکی از راه های دسته بندی پایگاه های داده بر اساس محتوای آنها می باشد، برای مثال: کتاب گونه، سند متنی یا آماری. پایگاه های داده دیجیتالی توسط سیستم های مدیریت پایگاه داده مدیریت می شوند که وظیفه ذخیره سازی محتوا، خلق و نگه داری داده، جستجو و سایر دسترسی ها را بر عهده دارند.
فهرست مطالبی که مورد بررسی قرار خواهند گرفت:
  1. ساختار (Architecture)
  2. سیستم های مدیریت پایگاه داده (Database management systems)
  3. انواع (Types)
  4. مدل ها (Models)
  5. ساختار های ذخیره سازه (Storage structures)
  6. شاخص سازی (Indexing)
  7. تراکنش ها (Transactions)
  8. همتا سازی (Replication)
  9. امنیت (Security)
  10. مسدود سازی (Locking)

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط SilenceQueen در دوشنبه 16 فروردین1389 ساعت | لینک ثابت |

که من عاشقم همچو بحر دمان

از او بر شده موج تا آسمان

همیشه دلم در غم مهر اوست

شب و روزم اندیشه چهر اوست

نوشته شده توسط SilenceQueen در پنجشنبه 27 اسفند1388 ساعت | لینک ثابت |
این روزها ، شب که به خانه برمی گردم، آدمی دیگرم... طعم یک استحاله را تا انتهای خواب در دهانم حس می کنم
نوشته شده توسط SilenceQueen در سه شنبه 13 بهمن1388 ساعت | لینک ثابت |
یکی باهات خوبه ، همون باهات بد می شه

یکی باهاته ، همون تو رو تنها می زاره

یکی هم صحبتت می شه ، همون دیگه باهات حرف نمی زنه

یکی بهت امید میده ، همون تو رو نا امید می کنه

یکی دلت رو شاد می کنه ، همون دلتو می شکونه

یکی باهات خوبه ، همون دیگه بهت محل نمی ده

یکی .... آخ این یکی همون بود که گاهی اوقات می گفت پیشته ولی میبینی نیستش...

نوشته شده توسط SilenceQueen در چهارشنبه 23 دی1388 ساعت | لینک ثابت |